زیستن و آموختن

*"فقط با رفتن به اعماق است که می توان گنجینه های حیات را بازیافت ،آنجا که پایتان می لغزد گنجتان نهفته است."

*"همان غاری که از وارد شدن به آن واهمه دارید می تواند سرچشمه آن گنجی باشد که به دنبالش می گشته اید."

«ژوزف کمبل»

* آدمهای زندگی ما،معلم های ما هستند.هر کسی که قدم به زندگی شما می گذارد،یک معلم است.حتی اگر شما را عصبی کند باز هم درسی به شما آموخته است زیرا محدودیتهای شما را نشانتان داده است.

 

گام به گام

زندگی مثل یک نردبان است.برای صعود به پله بالاتر باید پله ای را که در آنیم محکم کنیم.آدمهای مختلف با روشهای مختلف با این پله ها کنار می آیند:

1-  "من از این پله متنفرم دلم می خواهد روی یک پله دیگر باشم"و آن وقت است که در همان پله درجا می زنیم.

2-     "من نردبان او را می خواهم"این را حسادت می نامیم.

3-     "حالم از این نردبان بهم می خورد.من پایین می پرم"و این اسمش خود کشی است.

4-  ] خدا را شکر که امکان این را دارم تا از پله های دیگر بالا بروم.بهتر است جای پایم راسفت کنم .از نردبانم نهایت رضایت را دارم و خدارا شکر که نردبان دارم و آن را می بینم خیلی ها هنوز به دنبال نردبان می گردند و آنرا پیدا نمی کنند.من می توانم با اعتماد به توانایی هایم و کمک خداوند پله ها را یک به یک بالا روم- یک دیدگاه موفق-[

هر وقت در پله ای ماندنی شدید از خود بپرسید:"جای پایم را در کدام پله سفت نکرده ام؟"

*مرتبا از خود بپرسید :"از این مساله چه درسی دارم می آموزم؟"

 

درسهای بعدی من کجا هستند؟

این درسها معمولا درست جلوی چشمان ما هستند و ما اغلب به طور کامل با آنها آشنایی داریم ولی ترجیح می دهیم که خود به خود راهشان را بگیرند و بروند!بی فایده است!باید نمره قبولی بیاورید.

]استفن کاری می گوید:"پیش از آنکه بالا رفتن از نردبان موفقیت را شروع کنید، ابتدا مطمئن شوید که نردبان را به ساختمان مناسب تکیه داده اید."-کتاب قرباغه را قورت بده-[

پایان فصل اول.ادامه دارد....

شاد باشید و رویاهاتون رو فراموش نکنید.