امیدوارم تو

آرشیو چت های قدیمی را نگه نداشته باشی، که شبی ،نصفه شبی دلت هوس کند بخوانی اش...

و با سن امروزت به حرفهای سالهای دورت نگاه نکنی، خودت را سر زنش نکنی برای هرچه گفتی یا نگفتی

فکر نکنی به آن خوبی که فکر می کردی نبود

فکر نکنی اشتباه کردی، فکر نکنی تقصیر تو بود

فکر نکنی ، به هیچ چیز گذشته ها، مثل ِمن ِدیوانه فکر نکنی

زجر نکشی

با عکس های قدیمی حرف نزنی

آسوده باشی

خوشبخت باشی و 

هیچ چیز

هیچ چیز

از من و آن روزها

در خاطرت نمانده باشد...

امیدوارم

/ حلالم کن به حج می روم شاید آنجا درمان یابد این زخم کهنه بی تو ماندن

حلالم کن

دست خودم نیست هر وقت کسی نزدیک خانه دلم می شود قلبم مثل اسب های وحشی رم می کند و به سوی خاطراتم از ما بودن با تو می رود!! دست من نیست، این اشک ها نمی گذارند کاری از دستم بر بیاید

/ خدا کمکم کند این درد تمام شود...

دعا کن