امیدوارم

امیدوارم تو

آرشیو چت های قدیمی را نگه نداشته باشی، که شبی ،نصفه شبی دلت هوس کند بخوانی اش...

و با سن امروزت به حرفهای سالهای دورت نگاه نکنی، خودت را سر زنش نکنی برای هرچه گفتی یا نگفتی

فکر نکنی به آن خوبی که فکر می کردی نبود

فکر نکنی اشتباه کردی، فکر نکنی تقصیر تو بود

فکر نکنی ، به هیچ چیز گذشته ها، مثل ِمن ِدیوانه فکر نکنی

زجر نکشی

با عکس های قدیمی حرف نزنی

آسوده باشی

خوشبخت باشی و 

هیچ چیز

هیچ چیز

از من و آن روزها

در خاطرت نمانده باشد...

امیدوارم

/ حلالم کن به حج می روم شاید آنجا درمان یابد این زخم کهنه بی تو ماندن

حلالم کن

دست خودم نیست هر وقت کسی نزدیک خانه دلم می شود قلبم مثل اسب های وحشی رم می کند و به سوی خاطراتم از ما بودن با تو می رود!! دست من نیست، این اشک ها نمی گذارند کاری از دستم بر بیاید

/ خدا کمکم کند این درد تمام شود...

دعا کن

/ 4 نظر / 26 بازدید
هادی(...)

خیلی قشنگ بود

یه دوست قدیمی

این 2 تا پست آخرت رو که خوندم یاد این ترانه گوگوش افتادم: زخمی تر از همیشه از درد دل سپردن سرخورده بودم از عشق در انتظار مردن با قامتی شکسته از کوله بار غربت در جستجوی مرهم راهی شدم زیارت رفتم برای گریه رفتم برای فریاد مرهم مراد من بود کعبه تو رو به من داد ای از خدا رسیده ای که تمام عشقی در جسم خالی من روح کلام عشقی ای که همه شفایی در عین بی ریایی پیش تو مثل کاهم تو مثل کهربایی هر ذره از دلم را با حوصله زدی بند این چینی شکسته از تو گرفته پیوند ای تکیه گاه گریه ای هم صدای فریاد ای اسم تازهء من کعبه تو رو به من داد من زورقی شکسته م اما هنوز طلایی طوفان حریف من نیست وقتی تو ناخدایی بالاتر از شفایی از هر چه بد رهایی ای شکل تازه ی عشق تو هدیه ی خدایی با تو نفس کشیدن یعنی غزل شنیدن رفتن به اوج قصه بی بال و پر پریدن ای تکیه گاه گریه ای هم صدای فریاد ای اسم تازهء من کعبه تو رو به من داد شاد باشی

مریم

سلام این نوشته حسی داره که منم این گوشه دنیا تجربه می کنم خیلی وقته.

مطهره

مر30 عزیزم.