تمام قلب من اندوه

                                             وليکن قامتم چون کوه ...

 

 

کسی نخواند از چهره ام...

/ 3 نظر / 7 بازدید
حقير

من / دلتنگ بودم./تعمير سكوت، گيجم كرد./ديدم كه درخت،هست./وقتي كه درخت هست/پيداست كه بايد بود،/بايد بود/ و رد روايت را/تا متن سپيد /دنبال/كرد.

حقير

عبور بايد كرد/و هم نورد افق هاي دور بايد شد/و گاه در رگ يك حرف خيمه بايد زد./عبور بايد كرد/و گاه از سر يك شاخه توت بايد خورد.

سيامك

از اين شعرتون خيلي خوشم اومد. خوشگل بود