تورا به جای تمام کسانی که دوست نمی دارم ،دوست می دارم

 

تو را به جای همه کسانی که نشناخته ام دوست می دارم

تو را به خاطر عطر نان گرم

 برای برفی که آب می شود دوست می دارم

تو را برای دوست داشتندوست می دارم

تو را به جای همه کسانی که دوست نداشته امدوست می دارم

تو را به خاطر دوست داشتن دوست می دارم

برای اشکی که خشک شد و هیچ وقت نریخت

لبخندی که مهو شد و هیچ گاه نشکفت دوست می دارم

تو را به خاطر خاطره هادوست می دارم

برای پشت کردن به آرزوهای مهال

به خاطر نابودی توهم و خیال دوست می دارم

تو را برای دوست داشتن دوست می دارم

تو را به خاطر دود لاله های وحشی

 به خاطر گونه ی زرین آفتاب گردان

برای بنفشیهبنفشه هادوست می دارم

تو را به خاطر دوست داشتن دوست می دارم

تو را به جای همه کسانی که ندیده ام دوست می دارم

تو برای لبخند تلخ لحظه ها

پرواز شیرین خا طره هادوست می دارم

تورا به اندازه ی همه ی کسانی که نخواهم دیددوست می دارم

اندازه قطرات باران ، اندازه ی ستاره های آسماندوست می دارم

تو را به اندازه خودت ، اندازه آن قلب پاکت دوست می دارم

تو را برای دوست داشتن دوست می دارم

تو را به جای همه ی کسانی که نمی شناخته ام ... دوست می دارم

تو را به جای همه ی روزگارانی که نمی زیسته ام... دوست می دارم

برای خاطر عطر نان گرم و برفی که آب می شود و برای نخستین گناه

تو را به خاطر دوست داشتن... دوست می دارم

تو را به جای تمام کسانی که دوست نمی دارم... دوست می دارم 

 

 

 

دوست می دارمت...

/ 3 نظر / 39 بازدید

گاهی دوست داشتن کافی نیست گاهی باید خودت مستقیم به عشقت ......

فرزند جمشید

مردِ تب زده خاطره های خسته رو حروم نکن این منِ دل شکسته رو خزون نکن ثانیه های گم شده توی خیال موندن توی جدایی رو فزون نکن تموم رفته های با تو بودنُ تموم بودنای بی تو رفته رو دلخوشی های تشنه ء گذشته رو چشمای پر ز اشکِ خیس و خسته رو بیا نذار که بی تو تنها بمونن نذار جدایی و غم اینجا بخونن خبر بده به تب، به تاب و اضطراب که وزنِ این ترانه رو، هم صدا اینجا بخونن ! قلم بکش رو مشق زجر شب زده نفس بده به مردِ پاک تب زده بیا بمون تو قلب این ترانه ها به رنگ مهتاب و ستاره تو شبا ... .....جلا بده که موندهء اشارتن غزل بگو که تشنهء معجزتن! معجزهء سحر نذار وا بمونه اون دل پر ترانه تنها بمونه مهتاب آسمونا تنها بمونه ستاره هم تو کهکشون جا بمونه: بخونه از زمزمهء دلواپسی بخونه از دل!، اضطراب بی کسی بخونه که: "به رنگ شب جلا بده تو با غزل به این دلم صفا بده" بخونه از برای درد و غصه ها بخونه تا آخر خط جاده ها بخونه و بخونه تا به انتها بخونه چون ترانه های بی صدا! امضاء: فرزند جمشید! 15/2/87 ساعت 1:15 تا 1:45 اتاق بازرگانی ایران شرمنده از