بنام آنکه در دنیای فانی              دهد از عشق عمر جاودانی<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

دوستان خوبم شب برفی و زیبای زمستونیتون بخیر.امشب فرصت مناسبی پیش اومد که معجزات زیبای الهی رو  با دقت ببینم و درک کنم.اگه تو یک شب برفی یک ساعت زیر برف قدم بزنید و زیبایی های اطرافتون رو با دقت ببینید و زیر این برف باشکوه شعر بی نظیر آرش کمانگیر رو بخونید این احساس زیبا رو درک می کنید.انقدر زیبایی منحصر بفردی بود که حتی نتونستم با دوربینم ثبتش کنم.خاطرات خوب رو می شه تو دفترچه خاطرات نوشت اما خاطرات بی نظیر و خارق العاده رو  ترجیح می دیم فقط تو ذهنمون بمونه برای همیشه.یعنی نمی تونیم بنویسیمش!مثل این شب زیبا و سرشار از معجزه رو که من نتونستم ازش عکسی بگیرم.

خب بخش دیگه ای از آرش کمانگیر سروده سیاوش کسرایی رو بهتون تقدیم می کنم.

 

... آرش کمانگیر

پیرمرد آرام و با لبخند

کنده ای در کوره افسرده جان افکند

چشمهایش در سیاهی های کومه جستجو می کرد

زیر لب آهسته با خود گفتگو می کرد:

 

زندگی را شعله باید برفروزنده

شعله ها را هیمه سوزنده

 

جنگلی هستی تو ای انسان

جنگل،ای روییده آزاده،

بیدریغ افکنده روی کوهها دامان

آشیانها بر سر انگشتان تو جاوید

چشمها در سایبانهای تو جوشنده

آفتاب و باد و باران بر سرت افشان

جان تو خدمتگر آتش...

سربلند و سبز باش ای جنگل انسان!

 

زندگانی شعله می خواهد .» صدا سر داد عمو نوروز

-         « شعله ها را هیمه باید روشنی افروز

کودکانم ،داستان ما ز «آرش» بود

او بجان خدمتگزار باغ آتش بود.

 

روزگاری بود.

روزگار تلخ و تاری بود.

بخت ما چون روی بدخواهان ما تیره.

دشنمان بر جان ما چیره

شهر سیلی خورده هذیان داشت،

بر زبان بس داستانهای پریشان داشت

زندگی سرد و سیه چون سنگ

روز بدنامی

روزگار ننگ

غیرت اندر بندهای بندگی پیچان،

عشق در بیماری دلمردگی بیجان.

 

فصل ها فصل زمستان شد،

صحنه گلگشت ها گم شد،نشستن در شبستان شد.

در شبستانهای خاموشی ،

می تراوید از گل اندیشه ها عطر فراموشی...

 

دوستان خوبم فراموش نکنید کهزندگانی شعله می خواهد.امیدوارم شعله زیبای عشق روشنی بخش زندگی تون باشه تا همیشه...

 

/ 12 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ايمان مستشارنظامي

دلم ميخاد برم ….. نميدونم شايد وقتشه كه برم اما… ميدونم الان وقتشه … دارم دير ميشم .. خيلي دير شايد نرسم اما ……. // سر بزنيد .. لونه خرس که ترس نداره ( اگه خرسش تو قفس باشه ) / سر بزنيد خوشحالم کنيد/

خرس

از آخر كه شروع كني اول قصه رو به اين راحتيا ....... ميبيني ولي آخر راه!!!!!/ بازم سر بزن... لونه خرس ترس نداره .. ديدي ؟ ترس داشت؟/ گفتم كه/ ممنون لينكت كنم؟ با اجازه؟/ ايمان مستشار نظامی/ برف مياد ... سفيد و خالص....

goolakh

خيلی خيلی جفنگ می نويسی . بی زحمت ديگه update نکن ......

رسپینا

موجود محترمgoolakh :می تونید اگه دوست ندارید دیگه به این وبلاگ نیاین.فکر نمی کنم دعوتنامه فرستاده باشم براتون.موفق باشید و از این به بعد به وبلاگهایی سر بزنید که در سطح شماست و با طرز فکرتون همخوانی داره.متشکرم.

پیمان

سلام.خيلی هم قشنگ بود در ضمن شعر سياوش کسرايي که بد نميشه.اين روزای برفی خوش بگذره.

خرس

بازم سلام يه نكته مهم من الان تو لونه ام گير كردم آخه جنگل ما شهرداري نداره بيان جلو لونه هامون رو نمك بريزن:( .. يا اينترنتم .. يا خواب زمستوني .. اي بابا خرس كه نبايد درد دل كنه.. آهان تا يادم نرفته .. وب شما رو بي اجازه لينك كردم.. / سر بزنين ..

امیر مسعود فتحی

سلام م.ح ی عزيز خودم...از اين شعر خيلی ...آ آ آ م...مي دونی منظورم اينه که فوق العاده زيبا بود لذت بردم.

خرس

عکس برف ديروزو فرستادم به ميل وبتون ... / ممنون / گفتم شايد خوشتون بياد ...

خرس

اين هم وب يک جرعه غزل .. از نوشته های کتاب خيلی جديد تره..../